تبليغاتX
فاطمه

فاطمه

قطعه ای گمشده از پر پرواز کم است

 

یازده بار شمردیم ویکی بازکم است

 

این همه آب که جاریست نه از اقیانوس

 

عرق شرم زمین است که سرباز کم است

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 22:3  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 

 ولادت امام هادی (ع) بر همگان مبارک 

 

امامان عليهم السلام مظاهر قدرت و عظمت خداوند و معادن كلمات و حكمت ذات مقدس حق و منبع تجليات و انوار خاصه او هستند. بر اين اساس از يك قدرت معنوي فوق العاده و نفوذ و هيبت خاصي برخوردارند. اين هيبت و عظمت خدادادي را در زيارت جامعه از زبان امام هادي عليه السلام چنين مي‌خوانيم: طَأطَأ كُلُ شَريفٍ لِشَرَفِكُم، وَ بَخَعَ كُلُ مُتَكَبِّرٍ لِطاعَتِكُم، وَ خَضَعَ كُلُ جَبارٍ لِفَضلِكُم، وَ ذَلَّ كُلُّ شَيءٍ لَكُم"؛ هر بزرگ و شريفي در برابر بزرگواري و شرافت شما سر فرود آورده و هر خود بزرگ بيني به اطاعت از شما گردن نهاده و هر زورگويي در برابر فضل و برتري شما فروتني كرده و همه چيز براي شما خوار و ذليل گشته است. روي اين جهت بارها اتفاق مي‌افتاد كه حاكمان جور در غياب امامان عليهم السلام تصميمات خطرناكي نسبت به آنان مي‌گرفتند ولي به محض رويارو شدن با آنان و نگاه به رخسار پرفروغشان، كابوس ترس و وحشت بر دل‌هايشان سايه مي‌افكند به گونه‌اي كه مجبور مي‌شدند از تصميم خود برگردند. طبرسي در اعلام الوري به سند خود از امام محمدبن اشتر علوي نقل كرده است كه گفت: به همراه پدرم بر در سراي متوكل بوديم، من در آن هنگام كودكي بودم و در ميان گروهي از مردم از طالبين و عباسيان و جعفرين ايستاده بودم كه ناگهان ابوالحسن وارد شد. مردم همگي از مركب‌هاي خويش پايين آمدند تا آن حضرت به درون رفت. يكي از حاضران از ديگري پرسيد! به خاطر چه كسي بيرون آمديم؟ به خاطر اين بچه، حال آن كه او از نظر سال از ما بزرگتر و شريف‌تر نبود. به خدا سوگند ديگر به احترام او از مركب خويش پايين نخواهم آمد پس ابوهاشم جعفري گفت: به خدا قسم كودكان چون او را مي‌بينند به احترام او پياده مي‌شوند هنوز ديري نگذشته بود كه آن حضرت به طرف مردم آمد. حاضران چون او را ديدند باز به احترام وي پياده شدند ابوهاشم خطاب به حاضران گفت: مگر نمي‌گفتيد ديگر به احترام او پياده نمي‌شويد؟ پاسخ دادند: به خدا قسم احترام خود را از دست داديم و از مركبهاي خود پياده شديم. زيدبن موسي چندين بار به "عمر بن فَرَج" گوشزد كرد و از او خواست كه وي را بر فرزند برادرش "امام هادي" مقدم بدارد و مي‌گفت: او جوان است و من عموي پدر او هستم و عمر سخن او را براي امام هادي عليه السلام نقل كرد. امام فرمود: "يك بار اين كار را بكن فردا مرا پيش از او در مجلس بنشان سپس ببين چه خواهد شد." روز بعد "عمر" امام هادي عليه السلام را دعوت كرد و آن حضرت در بالاي مجلس نشست. سپس به "زيد" اجازه ورود داد زيد در برابر امام عليه السلام بر زمين نشست. چون روز پنج شنبه شد ابتدا به زيد اجازه داد تا وارد شود و در صدر مجلس بنشيند، سپس از امام خواست تا وارد شود امام عليه السلام داخل شد. هنگامي كه چشم زيد به امام عليه السلام افتاد و هيبت امامت را در رخسار حضرت مشاهده كرد از جايش برخواست و امام را بر جاي خود نشاند و خود در برابر او نشست.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 7:6  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

الهم عجل لولیک الفرج
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 6:48  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

ايمان خواهى ايرانيان

اِذَا نَزَلَتْ عَلَيهِ صلي الله عليه وآله سُـورَةُ الجُمعَةِ فَلَمَّا قَرَا "وَ آخَريـنَ مِنْهُم لَمَّا يَلَحَقُوا بِـهِم"سوره جمعه , آيه 3، قَالَ رَجُلٌ مِـنْ هَولاءِ يَا رَسولَ اللهِ: فَلِمَ يُراجِعُهُ النبى صلي الله عليه وآله، حَتّى سَئَلَهُ مَرَّةً اَو مَرَّتَين اَو ثَلاثاً.

قَالَ وَ فِينَا سَلمانُ الفارسـى قَالَ فـَوَصَعَ النَّبـِى يَدَهُ عَلَى سَلمَان ثُـمَّ قَالَ : لَـو كَـان الاِيمـانُ عِنْـدَ الثُّرَيّـا لَنـَالَهُ رِجـالٌ مِن هَـؤُلاءِ.

وقتـى كه سـوره جمعه بر پيامبـر اكرم صلي الله عليه وآله نازل گرديـد و آن حضرت آيه "وَ آخَريـنَ مِنْهُم لَمَّا يَلَحَقُوا بِـهِم" را خـوانـد، مردى گفت : اى پيامبـر خـدا مراد ايـن آيه چه كسانـى است ؟ رسـول خدا به او چيزى نگفت تا ايـن كه آن شخص يك بار ,دوبار , يا سه بار سوال كرد.

راوى ميگـويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبراكرم صلي الله عليه وآله دستـش را روى دوش او نهاد, سپـس فرمـود: اگر ايمان به ستاره ثريا برسد هرآينه مـردانـى از سـرزميـن ايـن مـرد به آن دست خـواهنـد يافت .

صحيح مسلم , ج 4, ص 1972, كتـاب فضـائل الصحابه

. مشمولان شفاعت

اَربَعَةُ اَنَا الشَفِيعُ لَهُم يَومَ القِيَمَةِ :  مُعينُ اَهلِ بَيتِى وَ القَـاضِـى لَهُـم حَـوائِجَهُم عِنْـدَ مَـا اضْطـَـرُّوا اِلَيهِ وَالمُحِبُّ لَهُم بِقَلبِهِ وَ لِسانِهِ وَالدَافِعِ عَنهُم بِيَدِهِ .

 چهار دسته انـد كه مـن روز قيـام شفيع آنهاهستـم :

1ـ يارى دهنده اهل بيتم , 2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بيتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى , 3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب وزبان , 4ـ و دفـاع كننـده از اهل بيتـم با دست و عمل .

خصـال صـدوق , بـاب اربعه , ص 215, حـديث 1.

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 7:15  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

عید سعید قربان بر همگان مبارک

طاعات وعبادتها قبول

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 13:50  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

خداوندا دستهايي كه امروز به سوي تو بلند ميشود خالي برمگردان

وشكوفه هاي استجابت دعا را بر سر همه بريز

+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 8:20  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

الهم عجل لولیک الفرج

الهم الرزقنی حج بیتک الحرام

الهم الرزقنی زیارت الحسین

وشفاعت الحسین 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 18:26  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

حلول ماه مبارک ذالحجه وسالگرد ازدواج حضرت فاطمه وعلی(ع) بر همگان مبارک

با شوق وشعف ز جان ودل می گوییم

تبریک عیدت به حضور مهدی

یا فاطمه از لطف دعا کن امشب

در باره تعجیل ظهور مهدی

 

اللهم الرزقنی حج بیتک الحرام 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 5:21  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

JavaScript Codes