تبليغاتX
فاطمه

فاطمه

حديث يازدهم : ( اكسير العبادات به نقل از كامل‏الزيارات )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

هر كسى هنگام ياد ما اشك از چشمانش جارى شود خدا آتش را بر صورت او حرام مى‏كند.

حديث دوازدهم : ( اكسيرالعبادات فى اسرارالشهادات ص 91 )

امام باقر عليه السلام بعد از آموختن زيارت عاشورا به علقمه فرمودند:

هر كس اين زيارت را بخواند (از دور يا نزديك) و بر حسين عليه السلام ناله كند و امر كند اهل خود را كه بدون تقيّه بر حسين عليه السلام گريه كنند و اقامه كنند عز را در خانه‏اش به اظهار جزع و همديگر را بر مصيبت حسين عليه السلام تعزيت گويند من ضامن او مى‏شوم نزد خدا كه ثواب هزار حج، هزار عمره و هزار غزوه براى او بنويسند.

حديث سيزدهم : ( العيون العبرى )

امام رضا عليه السلام فرمودند:

بر همچو حسينى گريه كنندگان گريه كنند كه گريه بر او گناهان بزرگ را از بين مى‏برد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385ساعت 4:1  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 

حديث نهم : ( اكسيرالعبادات به نقل از منتخب )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

جدِّ ما حسين عليه السلام هنگامى كه به گريه كنندگان خود نگاه مى‏كند براى آنان استغفار مى‏كند و از جدّ و پدر و مادر و برادر خويش مى‏خواهد كه آنها هم براى گريه كنندگان و اقامه كنندگان عزاى او استغفار كنند.

حديث دهم : ( كامل‏الزيارات باب 39 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

حضرت امام حسين عليه السلام با حالى حزين و اندوه كشته شدند و سزاوار است بر خدا كه هيچ حزين و اندوهگينى به زيارت آن جناب نرود مگر آنكه حق تعالى وى را مسرور و شادمان به اهلش برگرداند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385ساعت 2:45  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

نمایشگاه گل محلات

یوم الله ۲۲ بهمن مبارک باد

 

نمایشگاه گل محلات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 8:30  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

حديث ششم : ( اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از البكا ص 94 )

حضرت صادق عليه السلام فرمودند:

خدا حيا مى‏كند گريه كننده بر حسين ابن على عليه السلام را عذاب نمايد.

حديث هفتم : ( اكسيرالعبادات به نقل از منتخب )

حضرت صادق عليه السلام فرمودند:

امام حسين عليه السلام دائماً به زوّار و گريه كنندگان و اقامه كنندگان عزايش نظر (رحمت) دارد.

حديث هشتم : ( اكسيرالعبادات فى اسرار الشهادات ص 99 )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

براى هر چيزى ثوابى معين است جز اشكى كه براى ما ريخته مى‏شود

( كه ثواب آن با خداست )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 6:30  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

« السلام عليك يا اباعبداللَّه‏ الحسين »

حديث اوّل : ( اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از بحارالانوار ج 44 )

امام حسين عليه السلام فرمودند:

من كشته اشكم هيچ مؤمنى مرا ياد نمى‏كند مگر آنكه گريان مى‏شود.

حديث دوّم : ( نفس‏المهموم شيخ عباس قمى «ره» )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

نفس كشيدن كسى كه بخاطر مظلوميت ما محزون باشد، ذكر و تسبيح است.

 

حديث سوّم : ( اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از كامل‏الزيارات )

امام صادق عليه السلام به يكى از گريه‏كنان امام حسين عليه السلام فرمودند:

رَحِمَ‏اللَّهُ دَمْعَتَك خداوند اين اشكهايت را رحمت نمايد.

 

حديث چهارم : ( اكسيرالعبادات به نقل از منتخب )

امام صادق عليه السلام فرمودند:

گريه كننده جدَّم از جاى خود برنمى‏خيزد مگر اينكه مانند روزى كه از مادر متولد شده از گناهان پاك است.

 

حديث پنجم : ( اشك حسينى سرمايه شيعه به نقل از البكا ص 86 )

حضرت زهرا عليها السلام فرمودند:

هرگاه گريه كنندگان بر حسينم داخل بهشت شوند، من هم داخل بهشت مى‏شوم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 3:4  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 

تبلیغات و شایعه سازی در طول 28 سال از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از شیوه های استکبار جهانی و مزدوران داخلی آنها برای شکست یا تضعیف نظام جمهوری اسلامی بوده است. ملت شجاع و شهیدپرور ایران اسلامی تاکنون به برکت توکل برخدا و رهبری هوشمندانه ولی فقیه همه این توطئه ها را با موفقیت پشت سر گذاشته است.

این روزها که آمریکا در درون خود با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم  می کند و از طرفی ایران اسلامی می رود تا یکی از قدرتهای برتر هسته ای و علمی، پزشکی، نظامی و محور جهان اسلامی قرار گیرد؛ بار دیگر مورد هجوم جنگ روانی استکبار جهانی و مزدوران داخلی آنها قرار گرفت تا شاید ملت قهرمان و متدین ایران را از ادامه مسیر پیشرفت و ترقی باز دارد.

و اینک نمونه ای از جنگ روانی برپا شده:

1)) تصویب قطعنامه شورای امنیت: در این قطعنامه تصمیم گرفته شد تا تحریمهای اقتصادی و مالی علیه ایران انجام شود. اما از آنجا که اروپائیها و غربیها چاره ای جز رابطه اقتصادی بویژه نفتی و فروش محصولاتشان در بازار ایران ندارند، با بی اعتنائی بین المللی و نیر بی اهمیتی ملت انقلابی ایران روبرو شد. تمام هدف آنها ترساندن ملت ایران و در نتیجه فشار بر دولت بود.

2)) تلاش در جهت تشکیل ائتلاف ضد ایران: پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت با اصرار آمریکا علیه ایران، رایس وزیر امور خارجه آمریکا به خاورمیانه سفر کرد تا کشورهای عربی را علیه ایران متحد کند تا دومین حلقه جنگ روانی را در جهت ترساندن  ملت ایران تشکیل دهد.

3)) شایعه درگذشت رهبر معظم انقلاب: پس از صدور قطعنامه و سفر رایس به منطقه سومین حلقه جنگ روانی یعنی پخش شایعه فوت رهبر معظم انقلاب در داخل ایران روایج یافت. همانگونه که در جنگ احد شایعه شهادت پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) و در جنگ 33 روزه لبنان شایعه کشته شدن سیدحسن نصرالله را بر سر زبانها انداختند تا هم مقاومت را بشکنند هم روحیه ترس را در میان رزمندگان اسلام  حاکم کنند؛ شایعه فوت رهبری نیز یکی از حلقه های مهم  جنگ روانی بود تا هم  ملت را امتحان کنند هم نابسامانی هایی در داخل بوجود آورند. هرچند مردم ما مقام معظم رهبری را از قلب خود بیشتر دوست دارند ولی همیشه بر خدا توکل دارند و از انقلاب اسلامی با تمام وجود خود پشتیبانی می کنند و می دانند که انقلاب قائم به شخص نیست، زیرا عنایت ویژه و مستمر ولی عصر(عج) همراه انقلاب و نظام ماست.

4)) احتمال حمله نظامی به ایران: طرح حمله امریکا به مراکز حیاتی ایران یکی از حلقه های جنگ روانی دشمن است که توسط رسانه های خارجی و بعضی روزنامه های داخلی که در فرصتهای مناسب مبلغ و مددکار دشمن می باشند، تبلیغ می شد. چند ناو جنگی و قدیمی مانورهائی در منطقه انجام دادند و جاهای خود را باهم عوض کردند و از طرف دیگر رسانه های آنها، خبر از وقوع جنگ نظامی  دادند. بعضی افراد هم در داخل که منتظر فرصت بودند هجوم برنامه ریزی شده به رئیس جمهور آقای احمدی نژاد را آغاز کردند؛ اما فراموش کردند که تجهیزات پیشرفته نظامی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و از همه مهمتر قدرت خداوند، و مقاومت 8 ساله ملت ما در دفاع مقدس و اینکه ارتش قدرتمند رژیم ساختگی اسرائیل در مقابل حزب الله لبنان کاری نتوانست بکند؛ به یقین قدرت نظامی دشمن در مقابل قدرت حزب اللهی نیروهای مسلح ما هیچ کاری نمی تواند بکند.

5)) پخش شایعه مبنی بر تظاهرات خیابانی عزادارن تهران علیه جمهوری اسلامی: با این تصور که در ماه محرم اجتماعات مردمی در مساجد و تکایا زیاد است، تا با رواج این شایعه عده ای را به شورش وادار نمایند، یا در راهپیمائی 22 بهمن خللی وارد نمایند. اما ظاهراً راهپیمائی 23 تیر سال 78 را فراموش کردند که چگونه مردم طومار ضدانقلاب را در تهران و دیگر شهرها درهم پیچیدند.

6)) گرانی کم سابقه بعضی کالاها: در کنار این حلقه جنگ روانی، گران کردن کالاها توسط بعضی شرکتها و تجار در جهت ناراضی کردن مردم و یا سکوت آنها در مقابل تهاجمات دشمن یکی از حلقه های مهم جنگ روانی  است که جا دارد دولتمردان و مجلسی ها در این زمینه چاره اندیشی کنند.

 

اهداف جنگ روانی دشمن:

انتظار دشمن این است که با تکمیل حلقه های جنگ روانی ملت و دولت انقلابی  و مکتبی را ترسانده تا سر تسلیم فرود آورند. از جمله اهداف مهم آنان:

الف- کوتاه آمدن جمهوری اسلامی از  استفاده فناوری هسته ای خود.

ب- آزمایش میزان مقاومت مردمی در مقابل تهدیدها و توطئه ها.

ج- بوجود آوردن اعتراضات مردمی و زمینه سازی شورش عمومی.

د- بدبین کردن مردم نسبت به دولت مکتبی آقای احمدی نژاد.

 

نتیجه:

1-      آنچه این ایام اتفاق افتاد یک جنگ روانی تمام عیار بوده است.

2-      جنگ روانی را باید با جنگ روانی پاسخ داد؛ مثل موضع امام راحل، مقام معظم رهبری و رئیس جمهور که آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند، قطعنامه شورای امنیت کاغذ پاره ای بیش نیست و تاثیری ندارد.

3-      کسانی که این روزها در راستای جنگ روانی دشمن هماهنگ عمل کنند، دانسته یا نادانسته به او عمل کنند.

4-      دولت بویژه دستگاههای امنیتی باید در برابر  سربازان داخلی دشمن و پایگاههای داخلی جنگ روانی وارد شوند.

5-      بر نویسندگان و تحلیلگران است که حلقه های جنگ روانی دشمن را برای مردم تشریح کنند.

6-      امریکا در این جنگ روانی  هیچ سودی نخواهد نبرد و ملت ایران در راهپیمائی 22 بهمن تمام حلقه های این جنگ روانی را در هم خواهند شکست و پاسخ کوبنده ای به آنها خواهند داد.

7-      ما به دستور خداوند در قرآن کریم به پیامبر اعظم (صل الله علیه و آله) فرمود: "فاستقم کما امرت و من تاب معک" ایمان کامل داریم و می دانیم رمز پیروزی ما وحدت و استقامت در کنار اطاعت از رهبری است.

                                               -----------------------------------

تهیه و  تنظیم: واحد سیاسی هیئت عاشقان ولایت

منبع:http://www.a-velayat.blogfa.com/

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 2:51  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

روزى يزيد، خطيب دربارى خود را به منبر فرستاد. او در مذمت و نكوهش على(ع) و حسين(ع) و نيز در مدح معاويه و يزيد سخن گفت. امام على ‏بن‏ الحسين(ع) از ميان جمعيت فرياد بر آورد:

واى بر تو اى خطيب! خشنودى خلق را به خشم خداوند خريدى و جايگاهت را در آتش دوزخ قرار دادى.

نگاه از يزيد خواست تا رخصت دهد بالاى آن چوب برود و سخنى چند كه خشنودى خدا و پاداش براى حاضران را در پى دارد براى مردم بگويد. يزيد على ‏رغم اينكه هيچ‏گونه تمايلى به اين كار نداشت و گفته بود كه اگر آن جوان برفراز منبر رود او و خاندان ابوسفيان را رسوا خواهد كرد، با اصرار مردم به على ‏بن‏ الحسين اجازه سخن داد.

امام سجاد(ع) بر منبر رفت و چنين فرمود:

مردم! خداوند به ما خاندان پيامبر(ص) شش امتياز ارزانى داشته و با هفت فضيلت بر ديگران برترى بخشيده است: شش امتياز ما اين است كه خدا به ما علم، حلم، بخشش و بزرگوارى، فصاحت، شجاعت و محبت مكنون در دلهاى مؤمنان بخشيده است. هفت فضيلت ما اين است كه پيامبر برگزيده خدا از ماست، صدّيق (على ‏بن‏ ابى ‏طالب(ع)) از ما است، جعفر طيّار از ما است. شير خدا و شير رسول او (حمزه سيد الشهداء) از ما است، دو سبط اين امت (حسن و حسين(ع)) از ما است، زهراى بتول (يا مهدى امت) از ما است.

مردم! هر كس مرا مى‏ شناسد كه مى‏ شناسد و كسى كه مرا نمى ‏شناسد خود را به او مى ‏شناسانم. من پسر مكه و منايم، من پسر زمزم و صفايم، من فرزند آن بزرگوارى هستم كه حجرالاسود را با گوشه عبا برداشت، من فرزند بهترين كسى هستم، كه احرام بست و طواف و سعى به جا آورد، منم فرزند بهترين انسان‏ها، منم فرزند كسى كه در شب معراج از مسجدالحرام به مسجدالاقصى برده شد، منم فرزند كسى كه در سير آسمانى به سدرةالمنتهى رسيده، منم پسر كسى كه در سير ملكوتى آنقدر به حق نزديك شد كه رخت به مقام «قاب قوسين او أدنى» كشيد، منم فرزند كسى كه با فرشتگان آسمان نماز گزارد، منم فرزند كسى كه خداوند بزرگ به او وحى كرد، منم فرزند محمد مصطفى، منم فرزند على مرتضى، منم فرزند كسى كه آنقدر با مشركان جنگيد تا زبان به «لا اله الا اللَّه» گشودند، منم فرزند كسى كه در ركاب پيامبر خدا با دو شمشير و دو نيزه جهاد كرد، دو بار هجرت كرد، دو بار با پيامبر بيعت نمود، در بدر و حنين شجاعانه جنگيد، و لحظه ‏اى به خدا كفر نورزيد، من فرزند كسى هستم كه صالح‏ترين مؤمنان، وارث گريه كنندگان (از خشيت خدا)، شكيباترين صابران، بهترين قيام كنندگان از تبار ياسين است. نياى من كسى است كه پشتيبانش جبرئيل، ياورش ميكائيل و خود حامى و پاسدار ناموس مسلمانان بود. او با مارقين (از دين به در رفتگان) و ناكثين (پيمان شكنان) و قاسطين (ستمگران) جنگيد، و با دشمنان كينه‏ توز خدا جهاد كرد. منم پسر برترين فرد قريش كه پيش از همه به پيامبر گرويد و پيشگام همه مسلمانان بود. او دشمن گردنكشان، نابود كننده مشركان، تيرخدايى براى نابودى منافقان، زبان حكمت عابدان، يارى كننده دين خدا، ولّى امر خدا، بوستان حكمت الهى و كانون علم او بود. منم پسر فاطمه زهرا، سرور زنان جهان، منم فرزند خديجه كبرى، من پسر آنم كه او را به ستم به خون كشيدند و سرش را از قفا بريدند. من پسر آنم كه تشنه جان داد و تن او بر خاك كربلا افتاد. عمامه و رداى او را ربودند در حالى كه فرشتگان آسمان در گريه بودند... من پسر آنم كه سرش را بر نيزه نشاندند و زنان او را از عراق به شام به اسيرى بردند....

امام زين ‏العابدين(ع) در معرفى خود كه در حقيقت شناساندن شجرنامه امامت و رسالت بود، آنقدر داد سخن داد كه صداى گريه و ناله مردم بلند شد. يزيد ترسيد يورش برپا شود، به مؤذن دستور داد تا اذان بگويد. مؤذن وقتى به «اشهد انَّ محمداً رسول اللَّه» رسيد، امام از بالاى منبر روبه يزيد كرد و گفت:

آيا محمد(ص) جدِّ من است يا جدِّ تو؟ اگر بگويى جد تو است، دروغ گفته‏ اى و حق را انكار كرده ‏اى، و اگر بگويى جد من است، پس چرا فرزندان او را كشتى؟!.

شاميان حاضر در مسجد كه تحت تاثير تبليغات امويان در غفلت به سر مى‏ بردند و خاندان پيامبرى(ص) را نمى ‏شناختند، با اين خطبه امام سجاد(ع) متوجه واقعيت شدند. به همين دليل در ميانه خطبه يزيد از ادامه آن جلوگيرى كرد و سپس براى كسب وجهه عمومى گناه را به گردن ابن‏ زياد انداخت.

از نكات مهم اين خطبه اين است كه امام سجاد(ع) خود و پدر و خاندانش را فرزندان پيامبر اسلام(ص) ناميد، در حالى كه امويان مى ‏كوشيدند آنها را از ذريه على(ع) دانسته و اجازه ندهند آنها خود را ذريه پيامبر بنامند.

خون امام حسين(ع) و پيام رسانى امام زين ‏العابدين و عقيله بنى ‏هاشم حضرت زينب كبرى(س) چنان امويان را رسوا ساخت كه مجاهد بن جبر يكى از شخصيت‏هاى اسلامى آن روزگار مى ‏گويد: به خدا سوگند مردم عموماً يزيد را مورد لعن و ناسزا قرار دادند و به او عيب گرفتند و از او روى گرداندند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم بهمن 1385ساعت 2:39  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

هوالجمیل

پیامبر اکرم (ص): « ای فاطمه! همه چشم ها در روز قیامت گریان است جز چشمی که بر مصیبت های حسین(ع) بگرید».

حضرت امام حسین(علیه السلام) می فرمایند :

اِنَّ النّاسَ عَبیدُالدُّنیا ، وَالدینُ لَعِقٌ عَلی اَلْسِنَتِهِمْ ، یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعایِشَهُمْ ، فَإذا مُحِصّوا بِالْبَلاءِ  قَلَّ الدَّیّانونَ .

مردمان ، بندۀ دنیایند ؛ ودین لعابی بر سر زبان های آن هاست . وتا زندگی شان رو براه است ، آن را به گردش در می آورند .هر گاه آزمایشی پیش آید ، دینداران اندکند .

محبت پیامبر به دوست امام حسین (ع):

روزی پیامبر (ص) با جمعی از اصحاب عبور می کردند. در مسیر راه دیدند چند نفر کودک با هم بازی می کنند. پیامبر (ص) کنار یکی از آنها نشست و به او بسیار محبت کرد و بین دو چشم او را بوسید و سپس از آنجا گذشتند . بعضی از حاضران از پیامبر (ص) پرسدند : « چرا در میان آن کودکان به یکی از آنها آن همه محبت کردید؟!»

پیامبر (ص) فرمود: « روزی این کودک را دیدم با حسین(ع) بازی می کند و خاک زیر پای حسین(ع) را بر می دارد  تا به صورتش بمالد. از این رو  که او پسرم حسین(ع) را دوست می دارد، من نیز او را دوست دارم و جبرئیل به من خبر داد که این کودک از یاران حسین(ع) در حادثه ی کربلا خواهد شد».

از تقریرات عالم بزرگ شیخ جعفر شوشتری احتمال دارد آن کودک « حبیب بن مظاهر» بوده باشد.

سلمان می گوید:« به محضر رسول خدا (ص) رقتم، دیدم حسین(ع) را روی زانوی خود نشانده و چشمها و دهانش را می بوسد و می فرماید تو آقا پسر آقایی، تو امام پسر امامی، تو پدر امامی، تو حجت پسر حجتی، تو پدر حجت های نه گانه ای که «قائم(عج)» نهمین آنان است».

 

«من برای مومنی که یاد آور مصیبت جد شهیدم شود، سپس برای تعجیل من دعا کند، دعا می کنم».

                                             اللهم عجل لولیک الفرج

               « اللهم یا رب الحسین، بحق الحسین، اشف صدر الحسین، بظهور الحجه»

منبع:http://mehrebikaran.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 6:34  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

خدايا محشر كبراست امشب               به هرجا بگذري غوغاست امشب

صداي خواندن قران مظلوم                      ميان خيمه ها برپاست امشب

يكي اندر وداع با نوجوانش                       يكي در دامن باباست امشب

بود آخر وداع نوجوانان                               پريشان زينب كبراست امشب

عذاداران شب قتل حسين است              جگر خون حضرت زهراست امشب

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم بهمن 1385ساعت 4:35  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

ميزند نيش سكوتت به دل من پسرم

لب گشا كشت مرا خنده دشمن پسرم

چشم خود وا كن ويكبار دگر حرف بزن

از لب تشنه وسنگيني آهن پسرم

بي تو از ديده من قوه بينايي رفت

در عوض ديده دشمن شده روشن پسرم

توذبيح مني ومن تن صد چاك تورا

هديه دادم به ره خالق ذلمن پسرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 2:39  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

بخواب اي نوگل پژمان وپرپر

بخواب اي غنچه افسرده اصغر

خدايا بشكند ان دست گلچين

كه كرد اين غنچه را نشكفته پر پر

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 15:17  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 

ای مردم تقوای الهی داشته باشید ، خداوند بندگان را نیافرید مگر برای اینکه او را بشناسند . آنگاه که او را شناختند، پرستش کنند ، وقتی که پرستش کردند با پرستش او از پرستش دیگران بی نیاز شوند .

و شناخت خداوند به این است که مردم هر زمان رهبر خودشان را بشناسند «امامی که اطاعت او واجب است »  تا بوسیلة رهبر ، خدا را بشناسند .

امام حسین (ع) 


يكى از پرشورترين يادآوريهاى امام حسين (ع) از مادر عزيزش در لحظه‏ى بسيار حساس و سرنوشت‏ساز ايام حركت به سوى كربلا است. در آن هنگام كه لحظات مى‏رفتند تا عظيم‏ترين حادثه‏ى تاريخ خونبار اسلام را در تداوم توقف‏ناپذير خويش ثبت كنند، امام حسين (ع) با شكيبايى و متانتى كه از چنان بزرگمرد جاودانه‏اى سزاوار و شايسته است، با تعبيرى بسيار زيبا و باشكوه از مادر عزيز ياد مى‏كند و با زيباترين و شايسته‏ترين كلمات، طهارت و عصمت و عظمت مادر خويش را بيان مى‏دارد. آن جا كه مى‏فرمايد:
«الا إن الدعى بن الدعى قد ركزنى بين اثنين، بين الذلة والسلة، هيهات منى الذلة يأبى اللَّه ذلك لنا و رسوله والمؤمنون و حجور طابت و طهرت». (2)
(عبيداللَّه بن زياد، مرا بين دو امر، مخيّر ساخته است (كه يكى از آن دو را انتخاب كنم) يا تن به شمشير دهم و كشته شوم، يا ذلّت و زبونى را اختيار كنم و با او بيعت نمايم. ولى هرگز دامن ما به ذلت آلوده نخواهد شد. زيرا دامنهاى پاكى كه مرا تربيت كرده، همواره از پذيرش ذلت إبا و اجتناب دارد. من در دامن صديقه اطهر بار آمده‏ام، و از پستان فضيلت و شرف شير نوشيده‏ام. خانه‏ى كوچك ما، كانون فضيلت و شخصيت بوده و هرگز زبونى و خوارى به آن راه پيدا نكرده است. من در دامنهايى تربيت شده‏ام كه عمرى با آزادگى و عزت و سربلندى زندگى كرده‏اند. آنان هرگز رضايت نمى‏دهند كه من زير بار ذلّت و پستى، و قبول بيعت از فردى فرومايه همچون يزيد بروم...)
آرى، حتى در آن بحبوحه‏ى مرگ و زندگى، در لحظاتى كه امام مى‏دانست تا لحظات تاريخى شهادت سرخ خويش و ياران و عزيزان خانواده‏اش فاصله‏ى چندانى ندارد، باز به ياد مادر عزيز بود و افتخار مى‏كرد كه در چنان دامن پاكى تربيت يافته است...
اين تذكارها و يادآوريها از تمام مواقف كربلا و عاشورا در رجزها و حماسه‏ها، در شهادتها و بر سر شهداء بارها و بارها تكرار و يادآورى شده است.

2 ـ نفس‏المهموم، ص 149.

منبع:یا زهرا

+ نوشته شده در  جمعه ششم بهمن 1385ساعت 6:19  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

 خداوند احترام و محبت اهل‏بيت پيامبر صلى اللَّه عليه و آله را واجب ساخته و مردم را به مراعات آن مكلف نموده است. و شكى نيست كه فرزندان فاطمه، فرزندان پيامبر و اهل‏بيت او محسوب مى‏گردند. (1)
لذا پيامبر گرامى اسلام در مورد احترام اين عزيزان مى‏فرمايند:
انا شافع يوم القيامة لاربعة اصناف: رجل نصر ذريتى و رجل بذل ماله لذريتى عند الضيق، و رجل احب ذريتى باللسان والقلب، و رجل سعى فى حوائج ذريتى.(2)
من در پيشگاه خدا به چهار دسته شفاعت خواهم كرد:
1- به كسانى كه فرزندانم را به هر نحوى كمك كنند.
2- به اشخاصى كه در مقام نياز به كمك مالى آنان بشتابند.
3- افرادى كه با دل و زبان فرزندانم را دوست بدارند.

4- مردانى كه در رفع حاجت آنان تلاش نمايند. و در يك حديث ديگر كه شبيه اين روايت است، در بند اول آن مى‏فرمايند: «كسانى كه به فرزندان من بعد از من احترام كنند.» (المكرم لذريتى من بعدى...) (3)
اين حديثها مى‏رساند كه احترام فرزندان فاطمه عليهاالسلام باعث خشنودى و رضايت خاطر رسول خدا گرديده و در نتيجه شفاعت آن حضرت را به دنبال خواهد داشت و بالعكس ظلم و ستم و هرگونه بى‏احترامى به آنان، موجب خشم خدا و پيامبر و سرانجام گرفتارى به قهر خدا خواهد گرديد.
چنانچه در حديثى رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله پس از شمردن كيفر ستمگران زهرا آنگاه، در مورد ستم به فرزندان و شيعيان آن حضرت مى‏فرمايند:
... ويل لمن يظلم ذريتها و شيعتها. (4)
واى از كيفر شديد كسانى كه به فرزندان و شيعيان فاطمه عليهاالسلام ستم كنند.»
و بالاخره در يك فرازى از سخنان آن حضرت در اين باره آمده است:

ان فاطمة احصنت فرجها فحرمها اللَّه و ذريتها على النار. (5)
فاطمه عليهاالسلام خود را از گناه و آلودگى مصون داشت و متقابلا خداوند نيز او و فرزندانش را بر آتش جهنم حرام ساخت.
اين حديث ضمن اينكه اشعار دارد كه قوانين الهى و كيفر و پاداش اخروى بر مبناى عمل استوار است و فاطمه‏ى زهرا از طريق مصونيت و عصمت به كمالات عاليه رسيده است، در عين حال احترام خداوندى بر فرزندان فاطمه عليهاالسلام را نيز در بر دارد.

2 ـ وسائل‏الشيعه، ج 11، ص 556، ح 2.
3 ـ وسائل‏الشيعه، ج 11، ص 556، ح 6.
4 ـ فرايد السمطين، ج 2، ص 67، ش 391.
5 ـ كنزالعمال، ج 12، ص 108، ش 34220- فرايد، ج 2، ص 65، ش 389- عوالم، ج 11، ص 195

منبع:http://www.yazahra.net/far/selecttext.php?ic=141&subid=7

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 3:40  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

محرم آمد وماه عزا شد

مه جانبازي ماه خدا شد

بلند از تربت ماه شهيدان

شعار كل ارض كربلا شد

مرا عاشق تر از پروانه كردي

غم عشق تو بزم ما شد

مرا مهر تو آيين شد حسين جان

كه دل آيينه ايزد نما شد

جوانمردان عالم را بگوييد

دوباره شور عاشورا به پا شد

چرا مولاي ما مهدي نيامد

كه خون دل روان از ديده ها شد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 5:37  توسط فخرالسادات عابدينيان  | 

JavaScript Codes