
در این جهان به خدا تا رمق به جان من است
هماره نام حسین بر زبان من است
چه خوانمش که محمد به وصف او فرمود
که من از آن حسین و حسین از من است

در این جهان به خدا تا رمق به جان من است
هماره نام حسین بر زبان من است
چه خوانمش که محمد به وصف او فرمود
که من از آن حسین و حسین از من است
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
مَثَلُ أهْلِ بَیْتی کَمَثَلِ سَفینَهِ نوحٍ مَنْ رَکِبَها فَقَدْ نَجی وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها فَقَد هَلَکَی
اهل بیت من چون کشتی نوحاند؛ هر که بر آن نشیند نجات یابد و آنکه از آن
تخلف کند هلاک گرددی
(عیون الاخبار، ج 1، ص211)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ اِذا عَمِلَ اَحَدُكُمْ عَمَلاً اَنْ يُتْقِنَهُ
خداوند دوست دارد كه وقتى يكى از شما كارى انجام مىدهد در آن محكم كارى كند.
(نهج الفصاحه، ح 726)
پیامبر اکرم (ص) فرمودند:
أرکانُ الکُفر أربَعَةٌ الرَّغبَةُ وَ الرَّهبَةُ وَ السَّخَطُ وَ الغَضَبُی
پایه های کفر چهار چیز است : میل و خواهش، ترس و بیم ، ناخشنودی و خشم
(جهاد با نفس، ح 475)
پیامبراکرم (ص) فرمودند:
احب الاعمال الی الله الصلاة لوقتها ثم بر الوالدین ثم الجهاد فی سبیل الله
بهترین كارها در نزد خدا نماز به وقت است ، آنگاه نیكی به پدر و مادر ، آنگاه جنگ در راه خدا .
(كنز العمال ، ج 7 ، ص 285 ، ح 18897
پیامبر اعظم (ص) فرمودند:
لَيسَ مِنَّا مَن يُحَقِّرُ الأمانَةَ حتّي يَستَهلِكَها إذَا اسْتَودَعَهای
از ما نيست كسى كه امانت را بدان اندازه بیاهميت شمرد كه هرگاه امانتی به او بسپرند، آن را ضايع گرداندی
(بحار الأنوار، ج 71، ص 172
مَنْ اَرادَ الله بهِ الخَیرَ قَذَفَ فی قَلبَهِ حُبَّ الحُسَین وَ حُبَّ زیارتِهِی
کسی كه خدا خیر خواه او باشد، محبّت حسین و شوق زیارتش را در دل او می اندازدی
(بحارالانوار ج 98،ص 76
امام محمد باقر (ع) فرمودند:
إنَّ اللهَ یُبغِضُ الفَاحِشَ المُتَفَحِّشَ
راستی که خداوند شخص بد زبان بیهوده گوی را دشمن می داردی
(جهاد با نفس، ح 677)
اَلعَدلُ اَحلَی مِنَ الشَّهدِ وِ اَلیَنُ مِنَ الزُّبدِ وِ اِطیِبُ ریحاً مِنَ المِسکِ
عدل شیرین تر از عسل و نرم تر از کف و خوشبوتر از مشک استی
(جهاد با نفس، ح 342)
مَن أذنَبَ ذَنباً وَ هُوَ ضَاحِکٌ دَخَلَ النَّارَ وَ هُوَ باک
هر کس مرتکب گناهی شود در حالی که خندان است (در روز قیامت) با چشم گریان به آتش دوزخ در افتدی
(جهاد با نفس، ح 376)
کَفی بِالاَجَلِ حارِساً
اجل به عنوان نگهبان برای آدمی کافی استی
(جهاد با نفس، ح 78)
مُجالَسَةِ أهلِ الدِنَاءَة شَر، وَ مُجَالَسَةِ أَهلِ الفُسُوقِ ریبَة
همنشینی با سفلگان و افراد پست ناپسند است و همدمی گناهكاران موجب بدبینی مردم و از دست دادن اعتماد و اعتبار استی
(بحارالانوار، ج78، ص 122)
ای بنده من :
تو پیش از آمدن به د نیا مرا دیدی و شناختی و دانستی که :
(بازگشت همه به سوی من است….)
آن گاه برای تو اشیاء را آفریدم و حجابی میان تو و آنها قرار دادم .
و چنان مقرر کردم که هر چیزی تو را به سوی خویش فرا خواند و از من محجوب گرداند.
آنگاه باز آمدم و از همه آنهاخود را به تو شناسانیدم و به تو گفتم:
این منم که آفریننده همه آنها هستم و تورا پس از آنها آوردم و آنها را امانتی پیش تو قرار دادم….
و بر عهده امانتدار است که امانت خود را باز سپارد.
آیا نمیخواهی که صدق خویش بنمایی و هر چیزی را به نشانه وفای پیمان به من باز پس آری؟
( و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا به جا آرد.بزودی او را پاداش بزرگی عطا فرماید)
« هر آینه ما از پیش با آدم پیمان بستیم ولی از یاد برد و برای او عزم استواری نیافتیم.»
« به حکم غیرتی که نسبت به تو دارم تو را از دل بستگی به هر چیزی منع کردم.»
ای بنده من:
نمیخواهم که به چیزی. هر چند بهشت باشدخشنود شوی و دل بسپاری..تو را فقط برای خود آفریدم….تا از آن من و پیش من باشی.
تو را بر صورت خویش آفریدم.یگانه و تنها..شنوا..بینا..صاحب اراده..سخنگووتو را پذیرای جلوه های اسماء خویش گردانیدم و محل عنایت خود قرار دادم.
تو نظر گاه منی….میان من و تو پرده ای نیست.
تو همنشین منی..میان من و تو حد و مرزی نیست.
ای بنده : میان من و میان تو میانی نیست.
من از تو به خودت نزدیکترم….من از سخنت به تو نزدیکترم….
به سوی من بنگر……من دوست دارم به سوی تو بنگرم….